آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

340

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

آنان ، ناباورانه و با درد جدائى و آه و ناله‌اى ناشى از علاقه اميدوار بودند كه آن روز بازآيد ، و با اين خيال خوشحال و شاد مىشدند . الكسئى ساوينويچ روسى با همراهان خود به ما پيوست ، زيرا او نيز مىخواست با ما سفر كند . روز بيست و هفتم دسامبر به كاشان رسيديم ، چون مهماندار در اين روز شديدا از دست سفير بروگمان ناراحت شده بود ، نمىخواست همراهى خود را با ما ادامه دهد و در نظر داشت بازگردد و به شاه شكايت برد كه ما چگونه با او بدرفتارى كرده‌ايم ، ولى سفير كروسيوس او را وادار به آشتى كرد و ما به همين سبب چهار روز در كاشان معطل مانديم . روز اول ژانويه 1638 سال جديد « 1 » خود را آغاز كرديم و پس از انجام مراسم مذهبى كه با يك خطابه توأم بود و نيز صرف غذا دوباره حركت كرديم . روز پنجم ژانويه در يك روز خفه و گرفته خورشيد برآمد و پس از آنكه سه درجه خود را از افق بالا كشيد هنوز هم هوا تيره و تار بود . روز ششم ژانويه ، سفير بروگمان از اسب به زمين افتاد و دچار حالت خطر - ناكى شد ، به طورى كه ، نه‌تنها دست راستش دررفت ، بلكه تمام روز نيروى دراكهء خود را از دست داده و در حالى كه بر اسب نشسته و چشمانش بسته بود ، چند صد بار كلماتى نامفهوم و هذيان‌وار بر زبان آورد . من نميدانم ، آيا تيرگى آسمان در روز پيش كه به علت اقتران گردش ماه و خورشيد پديد آمده بود در اين سانحه اثر داشته است يا خير « 2 » ؟ در طول راه چند رأس اسب متعلق به دهاتيان كه اصيل نبودند ، باعث خستگى

--> ( 1 ) - برابر با 1058 ه . ق - م . ( 2 ) - نويسنده قبلا از اعتقاد ايرانيان به خرافات و احوال آسمانى انتقاد كرده و گفته بود كه شخصا به اين‌گونه باورها معتقد نيست ولى اكنون علت بروز سانحه را از نحوستى كه آسمان خبر مىداد مىخواند - م .